دست ها میسایم ٬ تا دری بگشایم....  

 

می سپارم بخاطرم

یاد روزهای برفی را

سوز سرمای صبحگاهی

دست های سرد و سرخ

آن نگاه و پرسش بی پاسخ

مهر سکوت بر لب ها

راز ناگفته شب ها

در دل سرد جنگل ها

آواز مرغ شباهنگ

. . . . . . . . . . .

در عمق نگاه تو سوزی است!!

 

نیما/ زمستان ۸۷


 

نوشته شده توسط (نیماهومن) در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت 7:33 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت